مرتضى مطهرى

235

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و تصفيهء اين آتشها مستلزم تشريفات مختلف است كه در « ونديداد » ( يكى از اجزاى اوستا ى ساسانى ) توضيح داده شده است . طبق سنت زردشتيان هر يك از حوزه‌هاى بهدينان بايد آتش بهرام داشته باشد . بعضى دستوران ( روحانيان زردشتى ) معتقدند كه فقط يك آتش بهرام بايد باشد ، چه آن شاه است و چند پادشاه در اقليمى نگنجند . . . وى چون شاه است « اريكه » اى لازم دارد ، بدين منظور شش قطعه چوب صندل را دو به دو منظم كرده روى يكديگر به شكل اريكه‌اى پله‌دار قرار مىدهند . » « 1 » آرى ، اين است قسمتى از مراسم و تشريفات تعظيم و تقديس آتش در ميان زردشتيان . من فعلًا كارى ندارم كه اين عمليات از نظر توحيدى چه وضعى دارد ؛ آيا شرك است يا توحيد ؟ بت پرستى است يا خداپرستى ؟ اما مايلم تو خوانندهء محترم چند لحظه از نظر منطق دربارهء اين مراسم بينديشى ، ببينى خرافىتر از اينها هم كارى در جهان هست ؟ آن وقت مقايسه‌اى كن اينها را با عبادات اسلامى : با نماز اسلام ، با اذان اسلام ، با جمعه و جماعت اسلام ، با حج اسلام ، با مسجد و معبد و مراسم عبادت اسلام ، با مضامين اذكار و اوراد و تسبيحها و تحميدهاى اسلامى . آنگاه ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ! و سپس ببين آيا مردم ايران حق داشتند كه با آشنا شدن با تعليمات اسلامى يكباره به همهء اينها پشت كردند يا نه ؟ . در خاتمهء اين بحث بد نيست نالهء يك جغد را در اينجا منعكس كنيم و به عموم خوانندگان ارزش اين ناله‌ها را بفهمانيم . ابراهيم پورداود دربارهء آتشكدهء شهر نوسارى هندوستان كه به نام ايرانشاه معروف است و از نوع آتشهاى بهرام است كه تفصيلش را خوانديد ، مىگويد : « در سنت پارسيان است كه آتش بهرام را مهاجرين از ايران با خود آوردند . شايد هم درست باشد ، چه غالباً در تاريخ طبرى و مسعودى مىخوانيم كه ايرانيان از بيم آن كه آتش به دست دشمنى افتد و خاموش شود ، در وقت شكست آن را « 2 » با خود برداشته به جاى دور تر فرو مىگذاشتند . هرچند كه به تدريج آتشكده‌هاى باشكوه ايران خاموش و به مسجد تبديل يافت ، ولى

--> ( 1 ) . صفحات 355 - 357 . ( 2 ) . و در واقع خدا و « پناه جهان » را همچنانكه در بندهش آمده و در صفحات پيشين نقل كرديم ، از ترس از جايى به جايى مىبرده‌اند ! ! !